این کار نگاه موشکفانهایست به هشت دفتر شعر سیمین بهبهانی: ( سهتار شکسته + جای پا)، چلچراغ، مرمر، رستاخیز، خطی زسرعت و از آتش، دشت ارژن، یک دریچه آزادی، یکی مثلاً اینکه؛ و شاید بتوان این کار را بررسی تحول و تطور یک عمر شعر سرایی نیز به شمار آورد. این مجموعه شاید آخرین کار بلند شاعر بزرگ روزگار ما باشد، که هنوز به بازار نیامده و درموسسهی انتشارات نگاه در صف نوبت ایستاده است تا کی به زیر چاپ رود و پا به بازار بگذارد. کار را از این رو مجموعه مینامم که شامل دو بخش شنیداری و نوشتاری و هردو بخش دارای مجوز نشر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. این کار گرچه با کوشش من سامان گرفته است، نقشهی راه را خانم بهبهانی کشیدند و مرا به پوییدنش ترغیب کردند. دیرزمانی بود خانم بهبهانی از من میخواستند که اشعارشان را به صورتی حرفهای نکوخوانی و نشر کنم؛ اما از آنجا که بیشتر شعرهای ایشان جنبهی زنانه دارد صدای خود را با آنها همسو نمیدیدم، به نحوی کار را از امروز به فردا میافکندم و در اطاعت از دستور، کوتاهی میکردم، تا آنکه زمستان سال ۱۳۹۰ماجرای سفر به جزیرهی کیش پیش آمد.
سال ۱۳۹۰ سفر خانوادگی کوتاهی به جزیرهی کیش دست داد، روز اول خانم بهبهانی به همراه پسر بزرگ و دختر و نوهاش، و من، دامادش، به گشت و گذار جزیره رفت و به درخواست دوستارانش پاسخ گفت، که مانند بسیار جاهای دیگر ایران به گردش حلقه زدند، خواستار امضا شدند یا درکنارش عکسی به یادگار گرفتند. در روز دیگر که اعضای خانواده برای پیادهروی و گردش رفته بودند، من در کنار ایشان روی نیمکت بوستان کوچکی رو به دریا نشستم و به چهرهی بزرگترین شاعر زمانه مینگریستم. خانم بهبهانی چهره و چشمانش را به زیبایی آراسته بود، اما رنگ و …