مروری بر یک قرن شعر عاشقانه‌ ایران از ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۹: آن‌جا که عشق غزل نیست<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

مروری بر یک قرن شعر عاشقانه‌ ایران از ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۹: آن‌جا که عشق غزل نیست

نگاهی به مفهوم عشق در شعر احمد شاملو

ماهنامه وزن دنیا

۷ دقیقه مطالعه

sharebookmark

و عشقت پیروزی آدمی‌ست/ هنگامی که به جنگ تقدیر می‌شتابد/ و آغوشت/ اندک جایی برای زیستن/ اندک جایی برای مردن/ کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود/ و انسان با نخستین درد/ در من زندانی ستمگری بود/ که به آواز زنجیرش خو نمی‌کرد/ من با نخستین نگاه تو آغاز شدم/ ( آیدا در آینه، ۱۳۷۲: ۱۰۲ – ۱۰۳)

«احمد شاملو» شاعرِ سرودن از انسان و آزادی است و عشق در شعر او راز رهایی انسان برای رسیدن به این آزادی. او با آزاد کردن زبان از عروض اجباری، حتی از نوع نیمایی و وسیع آن، به‌دنبال آبادانی و ساختن شعر بود تا به حضور انسانی شاعر معناهای تازه‌ای بدهد و در این تجربه‌ی مداوم، برای ساختن شکل‌های کلامی مورد‌نظرش مرزهای دیگری برای زبان شعر ساخت. شعر شاملو صدای آزادی‌خواهی انسان در زمانه‌ی مسخ آزادی‌ست.

در این میان و از منظری دیگر، «عشق نيازمند نوسازی است. نه صرفاً کنشی دفاعی برای حفظ وضع موجود. جهان پر است از تحوّل های نو و عشق بايد چيزی باشد که نوآوری می کند. خطرکردن و ماجراجويی بايد در مقابل ايمنی و آسايش نوسازی شوند. در عشق فرد می ‌کوشد تا به «هستی ديگری» نزدیک شود، «فراتر از خود برود و به فراسوی خودشيفتگی پا بگذارد.» (در ستایش عشق، ۱۳۹۸)

«شاملو عشق به انسان را در عرصه‌ی‌ مبارزه‌ی‌ سياسي دريافته است. او بنا …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۶ مجله وزن دنیا (خرداد ۱۳۹۹) منتشر شده است.