فرناندو سولاناس، یکی از مهمترین فیلمسازان سیاسی در آمریکای لاتین و جهان درگذشت. برای ادای احترام و یادبود او، گفتگویی بین سولاناس و استاد سینمای فرانسه ژان لوک گدار -در اکتبر ۱۹۶۹ - منتشر میکنیم.[۱]


ژان لوک گُدار [بالا]، فرناندو سولاناس [پایین]
گدار: فیلم «زمانِ کورهها»[۲] را چگونه تعریف میکنی؟
سولاناس: مانندِ یک فیلم ـ مقاله، سیاسی و ایدئولوژیک. برخی به آن میگویند یک فیلم-کتاب، که درست است. زیرا ما همراه با اطلاعات، عناصر تأمل و تفکر، عنوانها، اشکال آموزشی و ... نیز ارائه میدهیم.
ساختار روایت، خودش مانند یک کتاب ساخته شده است: پرولوگ (پیشگفتار)، فصلها و اپیلوگ (پسگفتار). این یک فیلم کاملا آزاد است، در فُرم و زبان: ما از هر چیزی که برای اهدافِ آگاهیبخشی که اثر در آن متولد شده، استفاده میکنیم. از سکانسها و مصاحبههای رودررو به سکانسهای مستقیم، یا از گزارشهای دیگری که منشا رسمی آنها آنها در حکایتها، داستانها یا آوازها، یا حتی مونتاژهای تصویر-مفهوم[۳]هستند. زیرنویس فیلم، لحن آنرا به عنوان یک مستند مشخص میکند، که این واقعیت را اثبات کند: «یادداشتها و شهادتهایی بر استعمار جدید، خشونت، و رهایی [آزادیبخشی]».
این سینمای تقبیح و محکومیت، مستند، اما همزمان یک سینمای آگاهی و تحقیق است.سینمایی که بیش از هرچیز در جهتگیری خود سهیم است، برای اینکه رو به سوی همهی مردم ندارد، و نه جماعتِ «همزیستی فرهنگی»، بلکه رو به سوی تودههای بزرگی دارد که از ستم و بیدادِ استعمارِ جدید رنج میبرند. این امر به ویژه در قسمت های دو و سه بیشتر صدق میکند، زیرا قسمت اول آنچه را که تودهها میدانند روایت میکند، و آنها شهود میکنند، و زندگی میکنند، و در این اثر همچون یک پیشگفتار بزرگ، بازی …