آوازهای دوردست یک قبیله‌ی خاموش<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

آوازهای دوردست یک قبیله‌ی خاموش

بررسی سینمای مستند مستقل چین

هنر نگار

۲۲ دقیقه مطالعه

sharebookmark

شاید کمی اغراق‌آمیز به نظر برسد اگر بگوییم که سینمای مستند در دو دهه‌ی اخیر در عصر طلایی خودش به سر می‌برده است، اما دلایل زیادی برای قبول این مهم وجود دارد که خود مقدمه‌ای خواهد شد برای فهم اهمیت سیاسی جنبش سینمای مستند مستقل چین. در سال‌های اخیر مستندسازانی مانند جیانفرانکو رُزی[۱] و وانگ بینگ[۲] جوایز مهمی از قبیل خرس طلایی جشنواره‌ی برلین یا یوزپلنگ طلایی جشنواره‌ی لوکارنو را از آن خود کرده‌اند و بسیاری از مجلات معتبر سینمایی در فهرست فیلم‌های برتر سالشان جایگاه خاصی برای فیلم‌های مستند در نظر می‌گیرند، اما هیچ‌کدام از این نکات جزئی اهمیت سینمای مستند در دهه‌های اخیر را روشن نمی‌کند.

1

پوستر فیلم تائانگ؛ مردمی در تبعید میان چین و برمه، فیلمی از وانگ بینگ

آن‌چه سینمای مستند سال‌های اخیر را از گذشته متمایز می‌سازد، تأثیر متقابلش روی سینمای داستانی است. این روزها فیلم‌سازان زیادی وجود دارند که به آثار مستندشان زمینه‌های داستانی می‌بخشند و آثاری خلق می‌کنند که دشوار است متر و معیاری برای شناخت‌شان تعیین کنیم. از طرفی سینمای داستانی گرایش بیشتری به مضمون‌ها و تکنیک‌های سینمای مستند پیدا کرد و نمونه‌ی بارزش را می‌توان گسترش جنبش سینمای کُند[۳] دانست که در دو دهه‌ی اخیر شکل مدوّنی پیدا کرد و نظریه‌پردازان عرصه‌ی سینما چارچوب‌های آن را مشخص کردند. البته سینمای کُند به خودی‌خود ارتباط مستقیمی با سینمای مستند ندارد اما روایت‌های مینیمال، سادگی تصاویر و استفاده از عوامل و تجهیزات کمتر و ساده‌ترْ ناخودآگاه ما را به یاد سینمای مستند می‌اندازد، و البته ریشه‌های فکری مشترکی میان آن دو وجود دارد. سارا هامبلین[۴] ویژگی‌های سیاسی سینمای کُند را به این ترتیب توصیف کرده است:

تماشای آگاهانه و …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در دو فصلنامه هنر، مجلهٔ هنر نگار ۲ و ۳ (پاییز و زمستان ۱۳۹۹) منتشر شده است.