آمریکای لاتین از قرن ۱۶ میلادی مورد تجاوز و تاختوتاز اسپانیاییها و پرتغالیها قرار گرفت. کشتار، استثمار و غارت، فجایعی بودند که تا صدها سال به صورت مکرر در جریان بود. از سهمگینترین نتایج ورود این فاتحانْ نابودی سه تمدن بزرگ آزتکهای مکزیکی، مایاهای آمریکای مرکزی و اینکاها در پرو بود؛ و در دوران استعمار معاصر نوبت به بریتانیاییها و سپس آمریکاییها رسید. اواسط قرن نوزدهم پرچم استقلالطلبی از گوشهوکنار خاک آمریکای لاتین به اهتزاز درآمد. فرانسیسکو د میراند آ، سیمون بولیوار، خوزه د سن مارتین، میگوئل هیدالگو، خوزه مورلوس، خوزه گرواسیو آرتیگاس، گوایا کوئیل، مانئولا زائنز، آنتونینو خوزه دو سوکوره، فرانسیسکو د پائولا سانتاندر، توسان لوورتیور و... قهرمانان ملی بودند که هر کدام بابت افکار و عقاید آزادیخواهانهای که داشتند، در سالهای بعد دستمایهی ساخته شدن آثار سینمایی در کشورهای آمریکای لاتین شدند. سینمایی که گاه بر قلهای بلند با جایگاهی یکه در میان سینمای جهان نشست و گاه در قهقرای چاهی عمیق که دست کار دیکتاتورهای زمانه بود افتاد. دیکتاتورهایی که با نظارت مستقیم، تمام محصولات تولید شده را یکدست و یککاسه با افکار و آراء خود میکردند. آثار ساخته شده کلیشههای از پیش تولیدشدهای بودند که حتی گاهی توان سرگرم کردن مخاطب را هم نداشتند.

فیدل کاسترو در جشنواره فیلم هاوانا، ۱۹۸۵
در اکثر کشورهای آمریکای لاتین، سینما با اندک فاصله زمانی از اولین اکران فیلم برادران لومیر در پاریس پا گرفت. چه به صورت ورود فیلمهای خارجی و اکران آنها و چه به صورت اولین تلاشها برای ساختن فیلم. در تکتک این کشورها که در ابتدا کار تولید سینمایی، بیشتر به صورت مستندهایی کوتاه بود، و در اندک زمانی هم سمتوسوی …