در کشورهای آمریکای لاتین، سینمای ملّی رقابت دیرینهای با فیلمهای وارده از اروپا و آمریکا و دیگر کشورهای آمریکای لاتین در جلب توجه شهروندان داشتهاند. به همین علت میتوان تاریخچه سینمای هر منطقه را نمودی از تاریخ سینمای ملّی دانست.حتی در محدودهی سینمای جدید آمریکای لاتین با وجود تعهدات سیاسی و الگوهای زیباییشناختی مشترک، بدون استثناء میتوان آنرا در دستهبندی سینمای ملّی تلقی کرد:
در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ تولید وپخش آثار سینمایی همچنان تحت تاثیر مناسبات مربوط به محصولات سینمای ملّی در کشورهایی نظیر آرژانتین،برزیل،کوبا و مکزیک در یک سمت و کمبود نسبی زیرساختهای لازم برای تولیدات مداوم در کشورهای منطقه آند و آمریکای مرکزی در سویی دیگر بود.ضمن اینکه فیلمسازان متعهد سیاسی در این دوره سینمای تجاری را عامل نزاع با الگوهای فرهنگی میدانستند، واضح است که در اوخر دهه ۸۰، تقابل دوگانه بین سینمای تجاری و سیاسی در دولت-ملتها به شکل بازگشتناپذیری تغییر یافت.گستردگی فعلی الگوهای ساخت محصولات سینمایی و ویدیویی در کشورها پاسخی به شرایط سیاسی و اقتصادی معکوس و الزاما سیاست روشن و واضح سینماست.همانند اصطلاح «گوناگونی بدون در نظرگرفتن ناملایمات وسختیها « که نشانهای بر تاثیر ژرف جهانیسازی از طریق کاپیتالیسم، بر ملتها و در نتیجه سینمای ملّی است.

پوستر فیلم جنوب، اثر فرناندو سولاناس، ۱۹۸۸
در مورد ملتهای آمریکای لاتین، بعد از پانصد سال که رقابت سیاسی-اقتصادی بین دولت ملتها به عنوان مکانیزم یکپارچگی مناطق جغرافیایی در سیستم اقتصاد جهانی مطرح بود، کاپیتالیسم وارد دومین فاز شد که در آن الگوهای فراملیتی بر وانمودسازی به حاکمیت ملّی غلبه کردند.اگرچه دولت-ملتها همچنان ابزارهای خشونت را در داخل و خارج …