«معماری پدیدهایست نظام یافته در چرخهی اشیای شکلپذیر.»
کیفیت معماری از تناسبات ممتاز زاده میشود؛ معماری لذتی برتر، از جنس ریاضیست. معماری تاثیر میگذارد و دگرگون میکند. ساختوساز مقدم بر معماری است. به مشکلات کاربردی چیدمان و به راهکارهای فنی از قبیل استحکام و پایداری میپردازد؛ بر قوانین فیزیک جهان تکیه میکند که ما را در تماس مستقیم با گیتی قرار میدهند. ساخت و ساز با منطق سروکار دارد.
مدیریت معماری و ساخت و ساز توسط قوانین اقتصاد صورت میگیرد.
تولیدات فراگیر یک دورهی زمانی سبب شکلگیری سبک میگردند. سبک به هر چیزی که درزمان حال پذیرفته و، توسط همگان چشیده و آزموده شده، چهرهای مشترک میدهد. سبک یک دستورالعمل برای بکاربردن تزیینات نیست، بلکه یک نظام زیبایی شناسی در وضعیت کلی امور است که از یک نگرش کلی زاده شده است.
نابگرایی یک نگرش است، یک مسیر راهبردیست. نابگرایی به موجودیت دلیل ارج مینهد و به جستجوی تمهیدات بایسته برای برانگیختن احساسات ممتاز میپردازد.
نابگرایی راهکارهای پایدار زیباییشناسی را در گذشته میجوید. درزمان حاضر، به دنبال بازشناسی عناصر یک سبک درتولیدات صنعتی است که توسط محاسبه کاربردی قوانین فیزیک این جهان مدیریت میشوند. نابگرایی در برابر این تولید صنعتی، مدیریت شده توسط محاسبه کاربردی قوانین فیزیک جهان، واکنش نشان میدهد. نابگرایی در برابر هنر دلبخواه و برآمده از خیال نیز واکنش نشان میدهد.

نمایی از شهر چندیگار؛ عکس: لوسین اِروه
معماری
معماری چیدمان هنرمندانهی احجام در بازی با نور است. چشم احجامی را که دربرابر نور برپا شده اند همچون امری حقیقی و سخت نظاره میکند؛ سطوح احجام را متهم، محصور و ویران میکنند؛ یک «صفحه» احجام و سطوح را سازماندهی میکند. …