«سخنِ امروز»
در دورانِ اِشغال، معماری مدرن در فرانسه نکوهش میشد، که دارای یک روح خبیث است، که مسئول بخشی از بینظمی است: معماری مدرن به سنتها خیانت کرده، و افقهایی زیانآور گشوده است. افزون بر این، این اتهام به همان اندازه از طرف مقامات نازی طرح شد که توسط مقامات مسکو. در درازای آن سالهای سخت و سنگین، من این آثار را منتشر کردم: در چهار جاده[۱] ، سرنوشتهای پاریس[۲] ، خانهی انسانها[۳] (با فرانسوآ دو پییرفو)، منشور آتن با پیشگفتار روشنگرانهی ژان ژیرودو. در ادامه، من «انجمن سازندگان برای نوسازی معماری» را بنیانگذاری کردم. انجمنی که درهایش بر روی همهی رشتهها باز است: سازندگان، جامعهشناسان، اقتصاددانان، زیست شناسان و غیره. یازده کمیتهی فرعی هر دو هفته یکبار تشکیل جلسه میدادند. در کل، ۲۲ کمیته در هر ماه، برای مطالعهی «حوزهی ساختوساز». من ریاست این کمیتهها را بر عهده داشتم و میخواستم آنها را در یک پژوهش به هم پیوسته نگه دارم. هر ایدهای که از پول و بیهودگی رهایی یابد میتواند راه خود را باز کند و مسیر خود را ترسیم نماید. مقالاتی نیز نوشته و تا حد امکان منتشر شد: روش اندیشیدن دربارهی شهرسازی[۴] ، سه سازمانِ انسانی[۵] ، و غیره. یک روز، جوانانی از مدرسهی هنرهای زیبای پاریس از من خواستند که یک آتلیه [کارگاه] آزاد برایشان برگزار کنم. من این پیشنهاد را رد کردم. و آنها پیام دادند که «پس برای ما پیامی بفرست!» نتیجه: كتاب بسیار كوچكی با ملاحظات زیباست كه برای جلب رضایت جوانان منتشر شد. اما چاپش تمام شد و از کتابفروشیها ناپدید گشت. چند سالی از این ماجرا گذشته و دوباره با اصرار فراوان، دانشجویان هنرهای زیبا، آتلیهی لوکوربوزیه را از من درخواست کردند. «از شما دوستان عزیز …