
هشت شعر از جلیل صفربیگی
متولد ۱۳۵۳، ایلام.
مجموعههای منتشر شده:« دمعشقیات»،«نت های تنهایی»،«گاو صندوق بر پشت مورچه کارگر» و ...
۱
با مژده و وعده و وعید آمدهاست
این دزد که با دستهکلید آمدهاست
از عمر ِ عزیز، برد سالی دیگر
ما هم دلمان خوشاست عید آمدهاست!
۲
تقویم تو چارفصل جز ماتم نیست
تحویل گرفتن تو غیر از غم نیست
کو بانگ مقلب القلوبت ای عشق
برسفرهی تو سکهی قلبی هم نیست
۳
تأثیر نمیکند دعایم، ای عید
شد بسته به غصه دست و پایم، ای عید
کو شادی و کو بهار و کو آزادی؟
من جای تو باشم، نمیآیم، ای عید!
۴
دلها همه از بهار شد سرد، ای عید!
شد سبزهی آرزویمان زرد، ای عید!
امسال گرفته است حال دلمان
لطفاً برو سال بعد برگرد، ای عید!
۵
دلخسته و ناامید از اینجا رفت
پرپر شد و پرکشید از اینجا رفت
ای چلچلهها! چلچلهها! چلچلهها!
دیر آمدهاید؛ عید، از اینجا رفت
۶
خالیست ز سیب و سمنو زنبیلش
غم ریخته توی کاسهی آجیلش
از راه رسیده است سال تازه
اما نگرفتهست کسی تحویلش
۷
پیکی نفرستاد کسی دنبالت
بدجور گرفته است از ما حالت
ای سال جدید! عذرمان را بپذیر
امسال نیامدیم استقبالت
۸
نه برگ و گلی نه زرق و برقی با تو
زنده نشدهست غرب و شرقی با تو
بیشعر و شکوفهای و بیبار بهار!
پاییز نداشت هیچ فرقی با تو

سه شعر از علیمحمد محمدی
متولد ۱۳۴۷، ایلام.
مجموعههای منتشر شده: «دری به باغ پريشانی»، «غزل عشق است»، «دو چلّه آدم برفی»
۱
پاییز دارد میرسد در باد کمکم
باید به فکر برگها افتاد کمکم
«مهر»است و بیمهری، پر از «آب» است و «آذر»
گل میکند! این مجمعالاضداد کمکم
یک وقت دیدی تا به یلدا برد ما را
آنگاه تحویل زمستان داد کمکم
باید شبیه برگ رز با ساز پاییز
بیخود شد و رقصید و بعد افتاد کمکم
بر هرچه یکرنگی …