مجموعه شعرهای وزن دنیا: مجله شماره ۶ (استان البرز)<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

مجموعه شعرهای وزن دنیا: مجله شماره ۶ (استان البرز)

تنوره از خیابان شروع شد

ماهنامه وزن دنیا

۹ دقیقه مطالعه

sharebookmark
علیرضا سردشتی

سه شعر از علیرضا سردشتی

متولد ۱۳۶۳، کرج.


۱

پایم را در چاهی فرو کرده‌ام

گمان می‌برم همه‌ی غائله این‌جا ختم شود

چندبار خودم را پرت می‌کنم

کار از کار گذشته

***

بیم می‌برم در خودم و دستم را بالا می‌برم

باز می‌شوم و

همهمه‌ای از فرط خودم می‌کنم

***

تکان می‌خورم در لایه‌های افقی و

شیب زمین طی می‌شود

***

به چاه‌های شرقی نگاه می‌کنم و

پایین می‌روم

***

فلس‌. انعکاس ماه است در آب ، ها


۲

خورشيد‌های عجول در آب‌هاي كويري

آخرين قافله‌ها را ترسيم می‌كنند

***

خو می‌گيرم به جغرافيای ملول

***

هجوم حباب‌های مبهم

با دو دست بی‌ناخن

جايی برای ترديد ندارد

***

حالا بيابان را سر می‌كشم در ميدان‌های شهر و

نگاهی به كوه می‌كنم

جرعه

جرعه

سبز

در فاصله‌های لب‌هام خيس می‌شود.


۳

سر از اين غلاف رگ كه بيرون می‌ماند

برابر پيشانی می‌ايستد و

حفره‌حفره بوريایِ تن بر زخم‌ها،

هيبتی شفاف می‌گسترد.

***

دست بر گردنِ كدام مژه نشسته

كه فرسنگ‌ها رعشه را تاب می‌آورد؟

***

حالا بيا و پلک در نمک تجهيز كن

وقتی به تمامیِ حنجره‌ام خو كرده‌ام.


شیوا خالدی‌نیا

یک شعر از شیوا خالدی‌نیا

متولد ۱۳۶۶، سقز، ساکن کرج.


...

باد از هر کجا که می‌گذرد

دیگر باز نمی‌گردد

سکوت را در دهان‌مان می‌گذارد

و لب‌ها

بی صدا یکدیگر را می‌خوانند

باد از هر کجا گذشته بود

می‌دانست

ما تنهاتر از آنیم که به تنهایی‌مان پناه ببریم

***

نیمه‌ی شهر

نیمه‌ی دیگر شهر

پر از نجواست

درختان خبر باد جن زده را به‌هم رسانده‌اند

درخت‌ها

با برگ‌های پریده‌رنگ به راه افتاده‌اند

و تنها

رد پاهایی بر خیابان مانده بود

***

آن سوی شهر

باید کسی باشد

که باد را در توبره‌ای گرفتار کند

و با آیینه و سنگ

او را از خودش بیرون بکشد.


صابر محمدی

پنج شعر از صابر محمدی

متولد ۱۳۶۵، میانه، ساکن کرج.


یکی از قطع‌های کتاب «قطع»


۱

رگ احتمالی پاره شد اما

خون، قطعی بود که کتاب افتاد

ـ…

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۶ مجله وزن دنیا (خرداد ۱۳۹۹) منتشر شده است.