عشق اگرچه پرکاربردترین کلمه و مفهوم تاریخ شعر فارسی است، اما همواره به فراخور اندیشه و آرمانهای هر دوره در مسیر میان زمین و آسمان، میان فیزیک و متافیزیک، میان بیولوژی و روانکاوی و میان کالبد و روح در نوسان بوده است. شاعری نیست که با واژه و مفهوم عشق سر و کار پیدا نکرده باشد و شعر عاشقانه نسروده باشد. آنچه در این میان ثابتِ معادله در نظر گرفته شده، تعبیر عشق بهعنوان غایت کنش عاطفی انسان بوده است؛ و آنچه متغیر معادله بوده، طرف عشقورزی یا به عبارتی موضوع عشق. خداوند، معصومین و قدیسین، محبوب اثیری و آرمانی، محبوب صورتمند و خاکی، قهرمانان سیاسی و اجتماعی، عقیده و ایدئولوژی، طبیعت، مادر و پدر و فرزند، میهن و چه …
این نوشته را پسندیدی؟
۱
اطلاعات چاپ
این نوشته در شماره ۶ مجله وزن دنیا (خرداد ۱۳۹۹) منتشر شده است.