صندلی به مثابه شیئ منقادساز<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

صندلی به مثابه شیئ منقادساز

بررسی نقاشی‌های فرانسیس بیکن بر اساس گفتمان قدرت، نظارت، کنترل و فردیت‌سازی در تاملات میشل فوکو

هنر نگار

۱۰ دقیقه مطالعه

sharebookmark

من رنج و عذاب را ترجیح می‌دهم «چون اگر در جهنم باشم همیشه احساس می‌کنم شانس این را دارم که فرار کنم. همیشه مطمئنم می‌توانم فرار کنم»[۱]

فرانسیس بیکن

فرانسیس بیکن از جمله نقاشانی است که با آثار فیگوراتیو و بدنمند خود راوی از خود بیگانگی، تک افتادگی و فردگرایی انسان معاصر است. او تکرار و ملال منفعلانه ی حاصل از زندگی مدرن را با نمایش اتفاقات بی ارزش و عادی در محوطه‌هایی شبیه نمایش‌های معنا باخته (ابزورد)[۲] به تصویر می‌کشد و بر حالاتی از بیهودگی و بیکارگی با تصویرکردن ساده ترین اعمال فیزیکی تاکید می‌ورزد و نیز سعی دارد گرفتارشدن در این وضعیت دوزخی را با ایجاد فضاهایی محصور و زندان گونه که ساختاری مشابه مکان‌های انضباطی فوکویی دارند نمایش دهد. مکان هایی که همواره « بر اساس مکانی سلولی و شبکه بندی فردی ساز شکل می‌گیرند. و این انضباط با روش توزیع افراد در مکان ها اعمال می‌شود و گاهی مستلزم حصار است.[۳]» فوکو که جوامع انضباطی مدرن را شکلی از زندان تلقی می‌کند مفهوم نظارت و مراقبت را بر اساس ویژگی‌های معماری سراسربین (پان‌اوپتیک)[۴] که طرحی از زندان ها و کارخانه‌های جرمی بنتام[۵] فیلسوف قرن هجدهمی انگلستان بود شرح و بسط می‌دهد. چراکه معتقد است جامعه را قوانین نظارتی گسترده ای فراگرفته که در همه جا به صورت آشکار و نهان با روشهای مختلف بر افراد اعمال می‌شود و به راحتی امکان گریز از آن وجود ندارد.

1

خودنگاری (سِلف پرتره)، فرانسیس بیکن

سراسر بین ساختمان مدوری بود که در وسط حیاط آن برجی گرد با پنجره ای عریض قرار داشت به نحوی که از درون سلول ها قابل رویت نبود. اما از طریق این برج دیده بانی می‌شد رفتار زندانیان را تحت نظر داشت. «بنتام، هندسه‌ی ساده‌ی این زندانها را جایگزین زندان‌های امن قدیمی …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در دو فصلنامه هنر، مجلهٔ هنر نگار ۲ و ۳ (پاییز و زمستان ۱۳۹۹) منتشر شده است.