بازخوانی تحلیلی آرای رضا براهنی در چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم: بلاغت شورش<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

بازخوانی تحلیلی آرای رضا براهنی در چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم: بلاغت شورش

ماهنامه وزن دنیا

۷ دقیقه مطالعه

sharebookmark

چنین که هر قلم استخوانت ناله سراست

مدار کلک بلاغت شعار را معذور

حزین لاهیجی

بسیاری برآنند که مؤخره‌ی براهنی بر کتاب دوران‌سازش «خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم» یکی از مؤثرترین متون نظری است که در توضیح مواضع آوانگاردیسم در شعر فارسی نوشته شده است. مواضعی که پیش از این بارها توسط دیگر شاعران «غیرنیمایی» اعلام شده بود اما کمتر کسی از میان آنان توش‌و‌توان بنای یک ساختمان نظری قابل‌ارجاع را داشته است. مؤخره‌ی براهنی، اگرچه هنوز قرائتی نیما-محور از آوانگاردیسم در شعر فارسی دارد، اولین متنی است که به لزوم مبارزه با رژیم‌های سرکوبگر نهفته در مدرنیسم میانه‌رو از طریق تجربه در ساختارهای زبانی و بلاغی اشاره می‌کند.

بنا بر تعریف پیتر برگر [۱]، هر اثر آوانگارد متضمن دو وجه است. اول ساختار غیرارگانیک اثر و دوم ضدیت با هنر نهادینه شده یا هنر به مثابه نهاد. نهادشدگی می‌تواند در ساحت فرم یا در مناسبات بیرونی اثر رخ دهد. مناسباتی از قبیل نظام سلسله‌مراتبیِ ارزش‌گذاری که در روابط متقابل هنرمند -‌اثر- جامعه و حاشیه-مرکز وجود دارد. به عبارت دیگر همان‌طور که تعامل با وضع موجود می‌تواند از یک جریان پیشروی ادبی، یک نهاد نظام‌مند و سلسله مراتبی بسازد، تن دادن فرم یک اثر به فصاحت و بلاغت مورد تأیید بدنه‌ی اصلی ادبیات نیز آن اثر را …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۵ مجله وزن دنیا (بهمن ۱۳۹۸) منتشر شده است.