بازخوانی تحلیلی آرای رضا براهنی در چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم: یکی از سن‌های شعر فارسی<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

بازخوانی تحلیلی آرای رضا براهنی در چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم: یکی از سن‌های شعر فارسی

ماهنامه وزن دنیا

۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark

مدت‏هاست که «شعر» ناپدید شده و تنها ردی در حال محو شدن از آن باقی مانده است. نامی که به هر چیزی اطلاق می‏شود اما توان نامیدن خودش را ندارد. اما با همین رد در حال محو، می‏توان فرم‌هایی رندانه و رمززدایی‌شده ساخت که چندین تأویل ناپیوسته به دست دهد و مبتنی بر چشم‌اندازهایی متعدد و نقاط محوشونده‌ی متفاوتی باشد و به یک جهان‌بینی یا متافیزیک واحد اشاره نکند. می‌توان فرم‌هایی ساخت که به‌طور مفرط، جهانی زبانی را همزمان ویران کند و بسازد و خوداندیشی خود را پنهان نکند، یا وانمود نکند که می‌تواند بر تناقض‏های درونی خودش غالب آید، و ادعای آوانگاردهای منقرض‌شده را تکرار کند. چنین فرمی تنها باید بر خودش غلبه کند و این موقعیت پارادوکسیکال شعر «پُست‌آوانگارد» است که مسیری خطی را دنبال نمی‏کند و قائل به جهت خاصی برای پیشرفت نیست، بنابراین همه‌جا هست و هیچ‌جا نیست؛ مجموعه‌ای التقاطی از تجربه‏های پراکنده است که از قبل‏های متعدد می‌آید و هر فضایی را بخواهد تسخیر می‏کند.

حالا شعر فارسی …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۵ مجله وزن دنیا (بهمن ۱۳۹۸) منتشر شده است.