
سه شعر از اسفندیار نظر
متولد سال ۱۹۷۱، روستای دَرغ استان سغد، تاجیکستان.
قند پارسی
سر بر فلک کشیده دماوند پارسی
الوند جان ماست کمربند پارسی!
تمجید ماست یشت اوستای مستطاب
تمهید ماست نقش به پازند پارسی
تحریف ما نمیتوان کردن، که بستهایم
زنجیر جان به واژهی دیرند پارسی!
پیوند ما نمیتوان کندن، که از ازل
پیوستهایم به جاودان پیوند پارسی!
دشمن همیشه میکند کندمند ما
تا برکند درخت ثمرمند پارسی
این نخل از بهشت برین آب میخورد
زورت کجا رسد به خداوند پارسی؟
دانش سرای اهل محبت زمین ماست
اندرز آسمانی ما پند پارسی
شکّرشکن نشد دلم از قند روزگار
شکّرشکن نما مرا با قند پارسی!
به پایت نشینم...
دلم، بی تو، کی از هیاهو نشیند؟
مبادا ز غم از تکاپو نشیند
چه تبریز و شمسی، چه بلخ و جلالی
چه شوری، خدا چون در این کو نشیند
نگاهت چه زیبا، چه کوته، چه شیوا
چو آن معنیای، که به هایکو نشیند
به موی تو پیچید سر کار و دیدم
مرا مرغ جان در سر مو نشیند
به پایت نشینم، سراپا چو سجده
چو بامی، که در آن پرستو نشیند
شهید و شهادت بود این، که هر دم
به جان تیر از آن طاق ابرو نشیند
مرا کو بگو حال، که …