مجموعه شعرهای وزن دنیا: مجله شماره ۵ (استان مرکزی)<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

مجموعه شعرهای وزن دنیا: مجله شماره ۵ (استان مرکزی)

صلیب‌های ایستاده در مسیر تاریکی

ماهنامه وزن دنیا

۱۱ دقیقه مطالعه

sharebookmark
 محمدمحسن سوری

دو شعر از محمدمحسن سوری (سهره)

متولد ۱۳۳۲ دماوند، ساکن اراک.

مجموعه‌های منتشرشده: «پس‌از عمری سکوت»، «تولد در قفس»، «خانه‌زاد خورشید» و...


عریان

عریانم

تن برهنه احساسم را نگاه کن

هزار تازیانه، هزار زخم، هزار داغ

گناهکارم می‌خوانند که میزبان خورشیدم

که چشمه‌ی دلم

نوشگاه پرندگان رمیده و زخمی‌ست

نگاه کن

شرم بنفشه‌هایی که شتک می‌زند از چشم‌های من

گواه بی‌گناهی من در تهاجم بادهاست

پر پر، ویران، شکسته، درهم

نمی‌گریم

می‌خندم، بر عروس باکره‌ی احساسم لباس بهار می‌پوشم

و غرور کوهساری شعرم را بپای تو می‌ریزم

***

من عریانم، رها شده از تردید

جان شسته، در انتظار اشارتی

- تبسمی چون گل-

که آتشفشان عشقی خاموش است

از لبان تو جاری

بر دشت‌های ملتهب فراموشی

که بهار نگاهت را در انتظار نشسته

***

عریانم

عریان‌ترین کلام تمنّا

در سماعی که هیچکس جز سگ‌ها

در میدان شهر به تماشایم نایستاده‌اند

لبخند را تن‌پوشم کن که باد می‌آید و راه فرارم نیست

امشبی را که جانم، در هراس زوزه‌ی سگ‌ها و بادهاست

با من بمان که من

در این تهاجم مرگ‌آفرین قرارم نیست

***

پاییز و باد، شب و پژمردن

و صدای قدم‌های برگ‌ها

پیچیده در محمل جنازه‌ی پاره‌پاره‌ام

بی‌هیچ همسفری، همراهی

به‌سوی ابدیتی دلداده‌پرست

شوریده شاعری

که ازلیتش از خاک آغاز شد

جوانه زد، گل داد

اما به جرم شمیم محبت، محکوم داس شد


خون گل سرخ

دشنه‌ای تشنه‌ی سحرگاه ز دروازه شهر

بی‌گذرنامه گذشت

وز کلاغ پیری

که سفرنامه‌نویس سفر گل‌ها بود

آشیان گل سرخ،

خانه‌ی نرگس و یاس را نشانی می‌خواست

***

زاغ گفتا: ته آن باغ پر اندیشه‌ی سبز

پشت آن سرو بلند

چند بوته گل سرخ

نیمه شب‌ها آواز شکفتن می‌خوانند

باغ پر می‌شود از رایحه‌ی نرگس و یاس

***

دیدم آن لحظه که خورشید دمید

دشنه‌ی لب می‌لیسید

لبش آغشته به خون گل سرخ


سعید شیری

یک شعر از سعید شیری

متولد ۱۳۳۶، اراک، …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۵ مجله وزن دنیا (بهمن ۱۳۹۸) منتشر شده است.