مقدمه
واقعیت اجتماعی در فهم جامعهشناختی و مفهومپردازی امیل دورکیم، مفهومی است ساختاری و ناظر به همه نیروهای و واقعیتهایی که از بیرون بر ما بهمثابه فرد تحمیلشده و تغییراتی درکنش ما ایجاد میسازند. واقعیت اجتماعی ماهیتی جبری داشته و کنشگران را مجبور به تغییر دادن کنش خود به سمت و سویی ویژه ساخته و وجهی الزامآور در خود دارد. میتوان گفت ویروس کرونا نوعی واقعیت اجتماعی مُسلّم است. در حقیقت فهم ما از این امر در این مقاله فهمی فراتر از یک ویروس مخرب از نوع زیستی و بالینی است که حیات بیولوژیک ما را به مخاطره و خطر میاندازد. کرونا یک واقعیت محتوم است. این واقعیت که چونان ارابهای بیمهار در عالم و اقصا نقاط کره خاکی میتازد، چونان هیولایی انسانخوار میبلعد و قربانی میگیرد. در حقیقت این ویروس خارج از ارادهی مستقیم آحاد بشر ایجادشده و پس از پیدایش خود را به شکل سبعانهای به بشر تحمیل کرد و حیات بشر را با تهدیدی اساسی روبرو ساخت. میتوان گفت پاندمی کرونا موتور جهان را خاموش کرده است. حالا ما انسانها، مسافران این قطار سریعالسیرِ سرمایه و سلطه و استثمار، در جاده ماندهایم، بدون اینکه کسی بداند آینده چگونه خواهد بود (ارونداتی، ۱۳۹۹). ما معتقدیم ویروس نهتنها حیات زیستی که حیات جمعی و انسانی و اجتماعی ما را نیز نشانه گرفت و سردی بیسابقهای بر عرصهی حیات بینا فردی ما حاکم کرد. ویروس به ما حکم کرد که برای آنکه یقهتان را دودستی نچسبم از هم دور شوید. فاصلهی ایمن و اجتماعی را حفظ کنید و دورهم جمع نشوید. حتیالمقدور از یکدیگر فاصله بگیرید و مراقبتهای بهداشتی را بهمنظور تأمین و استمرار سلامت فردی و جمعی حفظ نمایید. درواقع این ویروس و پیدایش عجیبوغریب و حادثِ آن، کیفیت و کمیت …