کمدیپرداز تلویزیون مسکو با دریغ گفت «با رمانهای رئالیسم سوسیالیستیتان آشنایم. در صفحهی اول توصیف یک توربین آمده و در صفحهی دوم توصیف متهی هیدرولیک. صفحهی سوم شرح یک دینام است و در صفحهی صدوچهلم به عبارت ’عشق میورزم‘ برمیخورید که پشتبندش آمده ’به ماشینهایم‘».
نگاه شوروی به هنرها ایستا نیست. بهتازگی بحثها و نقدهای فراوانی دراینباره صورت گرفته است. پیش از آنکه دربارهی این تحول تازه توضیح دهم، لازم است اساس رویکرد ایشان را درک کنیم، اساسی که دگرگون نمیشود. هر کار هنری نخست و پیش از هرچیز مسئلهای اخلاقی است. ما تمایل داریم که جدال میان رئالیسم و فرمالیسم را مسئلهای مربوط به اهمیت نسبیِ محتوا و فرم بدانیم. آنان این جدال را به شکل این مسئله میبینند که آیا کاری هنری اخلاقی است یا فاقد اخلاق -که به نظر آنان یعنی ضداخلاقی. آنان کار هنری را امری بسته و در خود تلقی نمیکنند، بلکه با تأثیرش کار دارند. در نظرشان کیفیت اثر هنری ناب نیست، بلکه تابع کارکرد است. وقتی استالین گفت نویسندگان «مهندسان روحاند» منظورش همین بود.
- واقعاً حرفت این است که روسها کل هنر را پروپاگاندا میدانستند؟
بله، تا وقتی که حواسمان باشد که امروز پروپاگاندا را به هر تفسیر مؤکدی از زندگی اطلاق میکنند که مطابق با ارزشهایی باشد که از قضا فرد با آن مخالف است. و البته تا وقتی که در نظر …