دانشگاه به جا<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

دانشگاه به جا

نقدی بر آموزش معماری در ایران

هنر نگار

۱۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark

ناسازه‌ای درون ایده‌ی دانشگاه نهفته که هر از گاهی سر بر می‌کند و گریبان دانشگاه ایرانی را می‌چسبد. اینکه دانشگاه جایی «معطوف به عمل» است یا «معطوف به فهم». این اشاره به «جا»، معطوف به همان گاه دانشگاه است که سعی در ساختن جا و مکانی برای دانش دارد. اینکه دانشگاه محل آموزش عملی و حرفه‌ای است یا جایی فراتر از آنست که در آن آموزش عملی در دایره‌ای از شناخت عمل و زندگی قرار می‌گیرد. این شکاف در رشته هایی به خاطر ماهیت کاربردی یا شناختی آن خیلی حاد نیست، اما در دانشکده معماری خود را به شکل دره‌ای پرناشدنی بروز می‌دهد. هر چند این دو دانشگاه ضرورتا در تضاد با هم نیستند، اما جنبه‌ی فراواقعیتی، تجربی و تا حدودی آرمانی دانشگاه، آن را در فاصله‌ای خاص با جهان عمل قرار می‌دهد که همانقدر که آموزش به خاطر غیرعملی بودن و فاصله‌ی زیاد با واقعیت را می‌تواند زیرتیغ نقد ببرد، تابعیت عین به عین آن با واقعیت بیرونی را هم مسئله ساز می‌کند. یکی احاطه بر واقعیت طلب می‌کند، اما آن دیگری از دریچه مداقه، تجربه و ایده‌آل به ترکی درون واقعیت می‌اندیشد تا از درون آن را به وضعیت بهتر ارتقا دهد. یکی به دانشگاه به عنوان کارگاه عمل می‌اندیشد و دیگری به عنوان باغ تفرج فکر. می‌توان به وضعیت تعادلی در این بین فکر کرد، واقعیت امر هم این است که دانشگاه هردوی اینهاست، اما بی قطب نمای مشخص به جای هر دو، به یک پراکندگی و نه این و آن می‌رسیم. عدم فهم، تئوریزه و عملیاتی کردن این فاصله، دانشگاه ایرانی را در وضعیت پادرهوا قرار داده است. این به-جایی دانشگاه منوط به مراعات ملزوماتی است که بسیاری از معضلات دانشگاه ایرانی و دانشکده‌ی معماری ایرانی بخاطر عدم درک و پایبندی به الزامات این جاست.

از پایه‌ای‌ترین الزامات شکل دادن این …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در دو فصلنامه هنر، مجلهٔ هنر نگار ۱ (بهار ۱۳۹۹) منتشر شده است.