کسی که وسواس شستن دست دارد همیشه دستهایش کثیف است. باید بشوردشان. شعر بلند شرایط اثر فرشاد سنبلدل دارد دستهایش را در طنین نوحه میشوید. اینکه با شستن مکرر دستها در طنین این نوحه قرار است تجربه تطهیر شود، میتواند موضوع یک بررسی مفصل محتوایی/شکلی از اثر باشد. در اینجا اما خود مراجعت پیاپی به یکطور نوحهگری و مرثیهسرایی است که مورد توجه است. سیگاریها از یک نظر وضعی شبیه دارند و این مغالطه نیست. یکجا دیدن وسواس موجود در شستن دست و توأم کردن یکسری تأثرات با دود کردن سیگار ذیل مکرر شدن مضمون مثلاً نوحه در شعر، بهویژه اینکه این نوحه به صدایی بیپایان شباهت داشته باشد. انگار که در حال کشیدن سیگاری باشی که هرگز تمام نمیشود، چه مثلاً چمباتمه پای دیوار هواخوری یک زندان، درگیر یک نومیدی ذاتی درحال کشیدن سیگار، چه با هر حس و تأثری دیگر که ضمن موقعیتهای مختلف با کنش دود کردن سیگار یک همسانی وسواسی پیدا میکند. راوی/های شعر بلند شرایط اثر فرشاد سنبلدل دارند آن سیگار ازلیابدی را دود میکنند. سیگاری که هیچوقت تمام نمیشود. انگار ذیل خطی بلند تعریف میشوی، ذیل سطری بلند شعری بنویسی که هرگز تمام نمیشود. سطری که نه هرگز میتوانی بنویسیاش و نه هرگز میتوانی از وسوسهی نوشتناش رها شوی و همین مسئله را در توسع بگیر که خلق موقعیتی عمومی و همگانی در زبان و شعر باشد یا در حالت خصوصیترش که استفاده از همهی تجربهی شعر فارسی در یک قطعه شعر باشد؛ استفاده از همهی تجربهی …
ویژه مشترکین بینهایت
صعود از دیوار تجربه
نگاهی به «شعر بلند شرایط» سرودهی فرشاد سنبلدل
۸ دقیقه مطالعه
این نوشته را پسندیدی؟
اطلاعات چاپ
این نوشته در شماره ۴ مجله وزن دنیا (دی ۱۳۹۸) منتشر شده است.