روی کُنده درختی، کلبهای قرار داشت. در این کلبه مگس، قورباغه، جوجه تیغی و خروس تاج طلایی با هم زندگی میکردند. یک روز آنها برای جمعآوری گل، قارچ، هیزم و میوههای وحشی به جنگل رفتند. مدّت زیادی در جنگل راه رفتند و سرانجام به دشتی رسیدند. در آن دشت ارابه خالی را دیدند.

ارابه خالی، ارابه معمولی نبود. تمام چرخهای آن جورواجور بود. یکی از چرخها کوچکِ کوچک، دیگری کمی بزرگتر، سوّمی متوسط و چهارمی خیلی بزرگ بود.
معلوم بود که ارابه خیلی وقت است …