گزارش اقلیت<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

گزارش اقلیت

چه بدعت‌ها و پیشنهاد‌هایی در سده‌‌ی اخیر مانع حذف غزل از سپهر شعری ایران شد

ماهنامه وزن دنیا

۱۷ دقیقه مطالعه

sharebookmark

شمایلی که از نیما در مقابل قوالب شعر کلاسیک ما تصویر شده، پیرمردی تبر به‌دوش است که ابراهیم‌وار پا به بتکده‌ای گذاشت و یکی پس از دیگری بت‌های هزارساله‌ی شعر فارسی را شکست و طرحی نو در‌انداخت. این تصویر ابرانسان از او پربیراه هم نیست چه آن‌که هم او بود که -‌در روزگاری که سنت‌های شعر فارسی قوی‌ترین ریشه‌ها را دوانده و ذهنیت خردمندِ تجددگرا و عامه‌ی کهن‌اندیش، تعاریفش از شعر این هنر ملی ایرانیان آنچنان دگم و یک‌کلام بود که راه هر گفت‌وگو و سؤالی را می‌بست- از شعری دیگر سخن گفت که امروز قریب یک‌قرن پس از نخستین تلاش‌های او شاخ‌و‌برگ بسیاری داده و مخاطبان گسترده‌ای هم پیدا کرده است.

اما از میان های‌و‌هوی نوگرایی و جوانه‌هایی که اکنون، خود به درختی پرگل بدل شده‌اند، یک درخت کهنسال از تیغ تبر بت‌شکن رُست و امروز نیز جوانه‌های زیادی بر تنه‌ی هزار‌ساله‌اش پیداست. قالب غزل، کهن‌الگوی ایرانیان برای خلق ادبی همچنان نفس می‌کشد و به خانه‌ای قدیمی با حیاطی سنگفرش‌شده می‌ماند که در خیابانی که ساختمان‌های نوساز سرتاسر آن را گرفته‌اند، بوی خوش گذشته و آرامش می‌دهد. لابد از انتهای همین سطر که خواندید گروهی سر بر‌می‌آوردند که ما هم همین را می‌گوییم، غزل موزه‌ای است که امروزه فقط برای تعلیم و البته عبرت می‌توان به آن نگاه دوخت و در موزه‌ای که حافظ و سعدی نشسته‌اند، این جوانک‌های قرن حاضر و شعرهای نیم‌بندشان را چه‌کار...

اما در حوالی همان موزه‌ی مفاخر غزل و در کنار قله‌های شعر نو، سازه‌های بدیعی از غزل و شعر کلاسیک می‌بینیم که قدمتشان به همین عمر ما و پدرانمان قد می‌دهد، خاصه آن‌که اگر مغرض نباشیم برخی‌شان اگرچه «منزوی» و در «سایه»‌اند اما تلالویی «سیمین» دارند که از برخی آسمانخراش‌های همسایه …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۴ مجله وزن دنیا (دی ۱۳۹۸) منتشر شده است.