گلودرد آقای شیرِ آب<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

گلودرد آقای شیرِ آب

کیهان بچه‌ها

۴ دقیقه مطالعه

sharebookmark

چند روز بود که شیر آب چک‌چک می‌کرد. خانم خانه رو به آقای خانه کرد و گفت:«چیک‌چیکِ شیر آب هر روز بیش‌تر می‌شه.»

آقای خانه کنار ظرفشویی رفت و نیم‌نگاهی به شیر آب کرد و گفت:«چشم خانم، فردا دُرُستش می‌کنم.»

بعد یک کاسه از توی جا ظرفی برداشت و زیر شیر آب گذاشت. خانم خانه گفت: «شما چند روزه که هی امروز و فردا می‌کنین.» آقای خانه گفت:«فردا وقتم آزاده، حتماً دُرُستش می‌کنم.»

بعد هر دو با هم از خانه بیرون رفتند. صدای چک‌چکِ آب توی کاسه در آشپزخانه پیچیده بود. خانم چنگال از توی جا ظرفی بیرون آمد و گفت:«آخی! طفلکی آقای شیر آب. مثل این‌که اصلاً حالتون خوب نیس.»

آقای شیر آب با صدایی گرفته جواب داد:«نه اصلاً خوب نیستم. …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳۱۴۰ مجلهٔ کیهان بچه‌ها (تابستان ۱۴۰۳) منتشر شده است.