‌شعر اضطراب مرگ<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

‌شعر اضطراب مرگ

میزگرد بررسی نسبت شعر فارسی و مسئله‌ی مرگ و زوال با حضور مشیت علایی حمیدرضا شعیری و لیلا صادقی

ماهنامه وزن دنیا

۳۴ دقیقه مطالعه

sharebookmark

«برای تو چه بگویم/ بگویم زخمم آن‌قدر عمیق شده که می‌توان در آن درختی کاشت؟/ بگویم غمگینم و مرگ کاری نمی‌کند/ دستت را بر شانه‌ام بگذار و مرگ را متوقف کن/ دارم می‌روم، دارم نامم را از دهان دنیا خالی می‌کنم...» بی‌شک وقتی که غلامرضا بروسان این شعر را می‌نوشت فکرش را نمی کرد که دارد یک آجر روی آجرهای بنای شعر مرگ‌اندیش ایران را می‌گذارد؛ همان‌طور که هزاران شاعر ایرانی دیگر که در طول تاریخ شعر فارسی مشت بسته مرگ را توی سطرهای شعرشان باز کردند این را نمی‌دانستند. اما ما که این‌جا در این دقیقه از تاریخ شعر فارسی نشسته‌ایم می‌توانیم گواهی دهیم به سترگی این بنا. شاید در نگاه اول به نظر گزاف بیاید اگر بگوییم شعر فارسی شعری مرگ‌‌زده است اما رد پررنگ مرگ را به این راحتی‌ها نمی‌شود در شعر ایران نادیده گرفت یا به تأثیر متقابلی که ساحت شعر و میدان اجتماعی و فرهنگی برهم می‌گذارند، بی‌اعتنایی کرد. ما بنا به این ضرورت و البته برای این‌که بدانیم شاعران ایران چطور مرگ، این مفهوم مبهم و رازآلود را، به دنیای واژگانی خود راه داده‌اند و معانی و تصاویر جدیدی را از دل آن خلق کرده‌اند و این‌که این تصاویر و تعابیر از مرگ چطور می‌تواند درکی از جریان‌های شعر فارسی به دست دهد و ما را به درک بیشتر شعر این سرزمین برساند، میزگردی را در عصر یک روز گرم شهریوری در دفتر مجله‌ی وزن دنیا برگزار کردیم. مشیت علایی محقق و منتقد ادبی، لیلا صادقی، شاعر و منتقد ادبی و حمیدرضا شعیری، نشانه-معنا‌شناس و منتقد ادبی، سه نفر حاضر در این میزگرد بودند. میزگردی که از بحث درباره‌ی تببین جایگاه مرگ‌اندیشی در شعر فارسی آغاز و درنهایت با چاشنی تنش، بعد از سه ساعت، به توصیف نسبت شعر شاعران جوان دهه‌ی ۷۰ و ۸۰ با مضمون مرگ ختم شد. …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۳ مجله وزن دنیا (مهر ۱۳۹۸) منتشر شده است.