جوجه‌ی مرگی فجیع<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

جوجه‌ی مرگی فجیع

محمد مختاری

ماهنامه وزن دنیا

۴ دقیقه مطالعه

sharebookmark

شاید در شعر معاصر فارسی کمتر شاعری، در طول دوره‌ِی فعالیت شعری خود، مثل محمد مختاری بر موضوع مرگ پای فشرده باشد. او از همان نخستین شعرهایش در مجموعه‌ِی در وهم سندباد (۱۳۵۵) تا واپسین شعرها در مجموعه‌ی وزن دنیا (۷۴-۱۳۷۱)، جابه‌جا، گاهی رک ‌و راست و گاه به اشاره، به‌سراغ این مضمون رفته؛ ‌چنان‌که گویی خیالش در تمام این بیست سال آبستن مرگ بوده است.

بلوچ، اولین شعر مختاری در مجموعه‌اش، با این سطرها آغاز می‌شود: «دایر‌ه‌ی پرشتاب ازهم‌پاشیدن،/ شانه‌ی گردنده‌ی کبود،/ چرخش ویرانگان به دامنه‌ی فقر/ .../ منحنی کوچ در تقاطع مرگ». یا نگاه کنید به دو سطر نخست شعر سندباد، که باز …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۳ مجله وزن دنیا (مهر ۱۳۹۸) منتشر شده است.