۱. ذیلِ عنوانِ اصلیِ هفتاد سنگِ قبر، آمده «شعرهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰». پس، اینها شعرهای دههی شصتاند؛ سالهای جنگ با عراق، موشکبارانِ تهران، تلاطمهای سیاسی در داخل، و اتحادِ استکبار و استعمار علیهِ ایران در خارج. با این اوصاف، اندیشیدن دربارهی مرگ غریب نیست، فرمِ گورستان را در صفحاتِ سفید بازساختن غریب نیست، و البته غریب نیست که این هر دو کارِ شاعری باشد در غربت نشسته، اما آشنای کویر و کلمات_ به چراییاش میرسیم.

۲. آیا گورستانِ زبانیِ شاعر، یدالله رؤیایی، را میشود نوعی استعارهی مفهومی در نظر گرفت؟ نمایندهی سرزمینی که عرفان و اقلیمِ کویریاش شاید تفکیکشدنی نباشند؟ «گورستانی در ذهن»؟ «شعر-شهرِ سنگستان»؟
۳. دستکم، سنگهای …