نبودن یا نبودن؟<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

نبودن یا نبودن؟

جستاری در باب سیر تطور مفهوم مرگ در شعر معاصر ایران

ماهنامه وزن دنیا

۲۹ دقیقه مطالعه

sharebookmark

هنوز در تعریف مرگ حیرانیم. نه فلسفه، نه ادیان و نه علوم انسانی و تجربی نتوانسته‌اند برای چیستی مرگ تعریفی همه‌پسند و جهان‌شمول ارائه دهند. این پدیده‌ی هولناک، مرموز و همه‌گیر از هرگونه تعریف قطعی تن‌زده و هم‌پای حیات و اندیشه‌ورزی بشر از روزگار اسطوره‌ها تا دنیای پسامدرن پیش آمده است. چه همانند اپیکور آن را خیر بدانیم و چه همانند تالس آن را چیزی همانند زندگی و چه به شیوه‌ی فلاسفه‌ی بدبین و برخی نهیلیست‌ها پایانی تلخش بدانیم بر روندی بیهوده و بی‌معنا و مضحک به نام زندگی. رفتار بشر -همانند بسیاری از مسائل غایی زیست و تفکر بشر که از تعریف شدن و فاش ساختن ماهیت خود سر باز می‌زنند- در قبال مرگ نیز راه انتزاع در پیش گرفته است. ما از فهم سوژه‌ی مرگ و تبیین خصایص و ماهیتش ناتوانیم و از این‌رو می‌کوشیم تعابیری برایش بتراشیم و وانمود کنیم می‌شناسیمش. این مفهوم قلدر و مبهم به همین خاطر دست‌مایه‌ی انواع بیان‌های اسطوره‌ای و استعاری و نمادین شده است. این است که اندیشه‌ورزی انسان حول موضوع مرگ کمتر با خود مرگ سر‌و‌کار دارد و بر پیش و پس آن بیشتر تمرکز می‌کند. پس از مرگ یا نیستی مطلق خواهد بود، یا دنیایی دیگر، یا به سیاق اندیشه‌های مطروحه در عرفان و ادیان شرق دور، زیستی دوباره در کالبدی دیگر یا زیستی روحانی و فرافیزیکی در همین جهان. با تکیه بر این فرجام‌هاست که چیستی زندگی هم تبیین و تعریف می‌شود. ما یا در مسیری ارگانیک مجموعه‌ای از سلول‌هاییم که روزی حیات‌شان به پایان می‌رسد و در قالب مواد آلی به طبیعت برمی‌گردند؛ یا در مسیری اخلاقی و معنوی نمودی از قدرت خلقت خداوندیم که باید نیک زندگی کنیم و شاکر باشیم تا در حیاتی دیگر رستگار شویم؛ یا مرحله به مرحله روحمان در کالبدهای تکامل‌یافته‌تری …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۳ مجله وزن دنیا (مهر ۱۳۹۸) منتشر شده است.