داستان‌ ماندگار | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

داستان‌ ماندگار

کیهان بچه‌ها

۲ دقیقه مطالعه

sharebookmark

یک سایه از پشت خیمه‌ها نزدیک شد. هوا تاریک است. باد بین بوته‌های خار می‌وزد و آن‌ها را تکان می‌دهد. همه خیمه‌ها دورتادور خیمه اصلی برپا شده‌اند. نگهبان‌ها نوبتی مراقب خیمه‌ها هستند.

سایه نزدیک و نزدیک‌تر شد. یک پارچه سفید کوچک روی سرش گذاشت. خمیده‌خمیده و پاورچین‌پاورچین جلو آمد. یک نگهبان مشغول جمع کردن خارهای اطراف خیمه‌ها بود. او با چند قدم بلند …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳۱۳۹ مجلهٔ کیهان بچه‌ها (تابستان ۱۴۰۳) منتشر شده است.