در متن حاضر کوشیدهام با نگاهی به تحولات پایگاههای روشنفکران ادبی، مثل کانون نویسندگان، مجلات ادبی، صفحات ادبی روزنامهها، جلسات و جایزههای ادبی و... در سالهای پس از انقلاب ادعا کنم که روشنفکران ادبی ایران در مواجهه با اصلاحطلبی سیاسی و مشخصاً رخداد دوم خرداد ۱۳۷۶ دچار خطای راهبردی شدهاند و مهمترین نمود این خطا همانا ادغام شدن در صفحات فرهنگی روزنامههای اصلاحطلب بوده است. این خطای راهبردی رفتهرفته آنها را دچار بحران هویت کرده و توانایی نگاه انتقادی آنها به وقایع اجتماعی را از ایشان گرفته است. بخشی از کاهش چشمگیر تأثیر اجتماعی روشنفکران ادبی ناشی از این خطا بوده است. به کار بردن کلمهی «خطا» به معنای قبول این فرض مناقشهبرانگیز است که افرادی میتوانستهاند با تفکرات و کوششهای راهبردی از وقوع این وضعیت جلوگیری کنند و نکردهاند. این پیشفرض را باید در متنی دیگر مستقلاً ارزیابی کرد. به علاوه، متن حاضر عاری از داوری دربارهی ارزشهای گروه مورد بحث است و به عمد دربارهی باورهای ادبی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آنها خنثی باقی مانده تا بتواند بر مأموریت اصلی خود، یعنی بحث دربارهی نهادهای اجتماعی روشنفکران ادبی، تمرکز کند. نهایتاً اینکه برای آنکه سیر تاریخی و منطقی بحث گم نشود و خواندن متن آسان بماند، از قید جزئیات تاریخی و دقتهای نظری گذشتهام.
پس از خرداد ۱۳۶۰ روشنفکری ادبی ایران به محاق رفت؛ جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و از طرفی جنگ داخلی ناشی از اعلام مبارزهی مسلحانهی سازمان مجاهدین علیه حکومت جدید فضای عمومی جامعه را سخت تحت تأثیر قرار داد؛ روشنفکران ادبی که عمدتاً نهتنها سکولار بلکه چپگرا بودند، بیشوکم طرفدار سازمانها و گروههای مخالف حکومت دانسته میشدند …