قربانی نبوغ<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

قربانی نبوغ

نگاهی به شعرهای اسماعیل شاهرودی

ماهنامه وزن دنیا

۹ دقیقه مطالعه

sharebookmark

الف؛ در غبار مانده

از مقدمه‌ی نیما بر اولین دفترش تا روایت شاعر شوریده‌ای در شعر بلند اسماعیلِ دکتر براهنی، آنچه از اسماعیل شاهرودی برای ما و علاقمندان شعر معاصر ایران مانده است، روایت شوریده‌سری او در خاطرات دیگران است. اما آیا این حقیقت شاهرودی‌ست؟ به گمان من ادبیات معاصر در به حاشیه بردن شعر اسماعیل شاهرودی و به رخ کشیدن تصویری بیشتر تخیلی در خاطره‌گویی‌هایش، به او جفای بزرگی کرده است. شاعری که برخلاف بسیاری از تصورات نه‌تنها در شعرش آشفتگی ناشی از تلاطمات بیماری‌های روحی ندارد بلکه با بررسی شعرهایش به‌ویژه با مرور روند تاریخی سرایش این شعرها درمی‌یابیم که چقدر شعر معاصر و شاعران هم‌عصر و پس از او وامدار تجربیاتی‌اند که او به آن‌ها دست یافته بود.

پس می‌توان گفت آنچه تفاوت شعر شاهرودی با هم‌عصران خویش است نه از سر آشفتگی روانی بلکه به‌واسطه‌ی هوشمندی و درک درست او از شعری‌ست که بنا بود «آینده» باشد. اسماعیل شاهرودی جزو معدود شاعران ماست که در اغلب نمونه‌های شعری که امروز به عنوان جریان از آن‌ها یاد می‌کنیم دست به تجربه زده است. به همین سبب اگر کلیت شعرهای او را کنار بگذاریم و به سراغ سطر‌به‌سطر این شعرها برویم می‌توانیم جدا از تجربیات معمول و رایج در دهه‌های سی تا پنجاه با نمونه‌های درخشانی در اجرای زبانی‌ ـ موسیقایی، تجربیات دیداری، شطح‌نویسی و حتی تجربه در تصویرسازی مبتنی بر الگوهای هایکونویسی مواجه شویم. و این بی‌قراری نه از سر جنون یا آشفتگی روحی بلکه از سر تقلای تجربه کردن است. شاید به همین خاطر شاهرودی بیش از آن‌که پیرو مسیر نیما باشد از منظر تداوم تجربه‌گرایی‌های بی‌پروایش شاعری از جنس تندرکیا یا هوشنگ ایرانی ا‌ست. شاعری که در کنار تلاش برای صدای زمانه بودن گویا در …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۲ مجله وزن دنیا (مرداد ۱۳۹۸) منتشر شده است.