«قصه‌های زورخانه»<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

«قصه‌های زورخانه»

کاش زیر یک خم او را نمی‌گرفتم!

کیهان بچه‌ها

۴ دقیقه مطالعه

sharebookmark

زنگ زدن ممنوع!

پهلوان‌هایی که وارد گود زورخانه شده بودند پیش از شروع حرکات ورزشی، همنوا با یکی از ذاکران اهل بیت(س)[۱] اشعاری را در وصف مولا علی(ع) زمزمه می‌کردند.

در این میان به یک‌باره درب زورخانه باز شد و جهان پهلوان تختی و جمعی دیگر از کشتی‌گیران مشهور وارد شدند.

با ورود آنان مرشد زورخانه دست برد تا به احترام آنان زنگ مقابلش را به صدا درآورد که با اشاره جهان پهلوان از این کار منصرف شد.

تختی دوست نداشت مدح‌خوانی، آن هم در وصف مولا علی(ع) به بهانه ورود او قطع شود ولو به اندازه یک‏زنگ زدن ساده!

1

بگو یا علی(ع)

شنیدن کلمه‌های قشنگی مثل «گلریزان» و «روشن‌کردن چراغ» پایش را برای اولین‌بار به زورخانه باز …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳۱۳۱ مجلهٔ کیهان بچه‌ها (بهار ۱۴۰۳) منتشر شده است.