گرگ نازک ‌نارنجی<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

گرگ نازک ‌نارنجی

نویسندگی در سه سوت

کیهان بچه‌ها

۲ دقیقه مطالعه

sharebookmark

کارشناس: حمیدرضا داداشی

همین اول یک قول ‌و قرار بگذاریم؟ خب، پس این نوشته را همین‌جا رها کنید، بروید داستان خانم "آمنه بربری" را بخوانید. بعد به یادداشت برگردید.

داستان را خواندید؟

الان من باید درباره‌ داستان چه بگویم؟ یک داستان بامزه، طنزآمیز و پر کشش که هم خواننده را به خود جذب می‌کند و هم او را تا پایان به دنبال خود می‌کشاند و هم لبخندی بر لبش می‌آورد؛ البته طنزآمیز بودن یکی از ویژگی‌های داستان است. ممکن است داستانی نه تنها خنده‌دار و شوخ طبعی نداشته باشد، بلکه گاهی ناراحت‌کننده و غم‌انگیز هم باشد؛ اما یک عنصر در همه داستان‌ها هست تا به آن داستان بگوییم، و آن هم، عنصر "کشش" و "جذابیت" است که هنرنمایی نویسنده را می‌طلبد. داستان باید بتواند در همان چند سطر ابتدایی، خواننده را کنجکاو کند و این سوال را در ذهنش ایجاد کند که به دنبال چه چیزی باید باشم. چرا این اتفاق یا اتفاق‌ها می‌افتد. قرار است چه شود. اگر نویسنده نتواند جذابیت و حس کنجکاوی خواننده را برانگیزد، داستانش شکست می‌خورد.

خب، حالا برویم یک بار دیگر داستان را بخوانیم، چون بعضی داستان‌ها ارزش دوباره و چندباره خواندن را دارند و خواندن چندباره‌ آن‌ها، تمرین نویسندگی و تمرین ذهنی است.

صدایی ناآشنا از وسط جنگل به گوش می‌رسید. این صدا توجه مینو را جلب کرده بود، این دختر در همان نزدیکی، کنار جنگل، با خانواده پرجمعیتش، زندگی می‌کرد.

مینو برای پیداکردن صاحب صدا وارد جنگل شد و در میان درختان دنبال صدا گشت تا به گرگی رسید که پشت درختی تنومند قایم شده و کمی ‌از دمش …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳۱۳۱ مجلهٔ کیهان بچه‌ها (بهار ۱۴۰۳) منتشر شده است.