ایستاده در آستانۀ زمان<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

ایستاده در آستانۀ زمان

قانون چگونه وضع انسانی خود را پس می‌زند؟

نقدنامه علوم انسانی

۲۶ دقیقه مطالعه

sharebookmark

قانون باید انسان را وادار به برپا داشتنِ فرامین خود نماید. قانون [عهد] قدیم این کار را به‌واسطۀ استیحاش از مجازات انجام می‌داد اما قانون [عهد] جدید از رهگذر عشقی که به لطف مسیح در قلوب ما جاری شده است.

مسئلۀ ۹۱، بند پنجم

قانون آنگونه که در دورۀ معاصر، قاطبه‌ای از حقوق‌دانان می‌پندارند، پدیداری است که برخاسته از ضرورتی جهت برپاکردنِ زندگیِ جمعیِ انسان است اما آیا قانون، تنها به صرفِ ضرورتِ زندگیِ جمعیِ انسان، الزام‌آور است؟‌ چگونه آنچه قانون به آن فرا می‌خواند، همچون پدیداری انسانی جان‌های آدمیان و تمایلاتشان را به خود جذب می‌کند تا در پرتوی آن، در قامتِ یک انسان، بالیده و متعین شوند؟ چه می‌شود که قانون، تابِ انسانی‌بودن را می‌آورد؟ قانون اگر بناست در قامت پدیداری انسانی متعین گردد، چگونه به‌نحو انسانی زاده می‌شود و با حفظ و نگاهداشتِ موقعیتِ تأسیسِ انسانی‌اش، دوام می‌یابد؟ اگر این پرسش‌ها بخواهد پیگیری شود، باید در حکم قانون تأمل صورت گیرد، چرا که موقعیت تأسیس، موقعیت حکم است.

حکم، کرد و کار انسان و نقطۀ اتصال جهان به انسان است. انسان در موقعیت حکم می‌‌تواند در شدیدترین نحو حضورِ انسانی خود حاضر باشد. حکم، فعل و ارادۀ نفسِ انسان در نسبت با موقعیت و وضعیت است. در این مقام اما این وضعیت و موقعیت، نه هر وضع و موقعی بلکه وضعیت و موقعیتی است که امکان تأسیس و دگرگون‌شدنِ بنیادینِ وضع متداول را مهیا می‌دارد و این همان موقعیت قانون است.

برای درک این وضع ابتدا باید به این نکته توجه کنیم که وضعیتِ زندگی انسانی، انباشتی از اوضاع و وقایعِ پیشین و پسین در یک مسیر متداوم نیست که صرفاً تغییراتی را به خود دیده بلکه وضعیتِ زندگی انسانی با گسستِ‌های بنیادین، امکانِ آشکارگی دارد. به عبارت دیگر، در …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۶ مجلهٔ نقد‌نامه علوم انسانی (مهر ۱۴۰۳) منتشر شده است.