کیهان‌بچه‌ها، بچه‌های دیروز<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

کیهان‌بچه‌ها، بچه‌های دیروز

کیهان بچه‌ها

۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark

سه‌شنبه‌ها روزهای قشنگی بودند. نه تنها قشنگ، بلکه روز ما بچه‌ها بود. بچه‌هایی که پول توجیبی‌شان را جمع می‌کردند تا مجله‌ محبوبشان را بخرند. حتی در روزهای طولانی تابستان. این روز برای پدر و مادرها هم روز خوبی بود. چرا که دیگر مجبور نبودند ما را وادار کنند بعد از ناهار یکی دوساعتی بخوابیم.

بچه‌ها یا باید بعد از ناهار می‌خوابیدند و یا در کوچه و خیابان با دوستان‌شان بازی می‌کردند. البته چون هوا گرم بود و حوصله بازی‌کردن نداشتند، بیش‌تر به شیطنت می‌پرداختند. مثلاً زنگ خانه‌ای را به صدا درمی‌آوردند و پا به فرار می‌گذاشتند؛ اما سه‌شنبه که می‌شد روز آرامی برای همه بود.

1

مجله‌هایی که به نخ شیرینی بند شده بودند

آقامهدی از بچه‌های دیروز، تا اسم «کیهان‌بچه‌ها» را می‌شنود، چشمانش برقی می‌زند و اشک شوق از آن جاری می‌شود. صورتش مثل بچه‌های تازه‌سال گل می‌اندازد. برای لحظاتی چشمان خیس‌اش را می‌بندد... سفری به …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳۱۲۰ مجلهٔ کیهان بچه‌ها (پاییز ۱۴۰۲) منتشر شده است.