قصه‌های دورهمی و شب‌نشینی<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

قصه‌های دورهمی و شب‌نشینی

همین یکی را کم داشتیم!

کیهان بچه‌ها

۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark

شب چله

بابابزرگ، همین‌طور که شاهنامه فردوسی را برمی‌داشت تا از روی آن برایمان بخواند، گفت: «شاید شب چله‌ای بود که جناب سعدی تصمیم گرفت علاوه بر خواندن ابیاتی از شاهنامه، بیتی هم مانند آن بگوید و گفت:

«خدا کشتی آن‌جا که خواهد برد

اگر ناخدا جامه بر تن دَرَد»

او همان شب فردوسی را در خواب دید که به او گفت:«ای استاد سخن، اگر به جای تو بودم، قدری حماسی‌تر می‌گفتم:

«برد کشتی آن‌جا که خواهد خدا

اگر جامه بر تن دَرَد ناخدا»

مهمان …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳۱۲۳ مجلهٔ کیهان بچه‌ها (پاییز ۱۴۰۲) منتشر شده است