زری نبود توی علم<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

زری نبود توی علم

به مناسبت روز خیاط

کیهان بچه‌ها

۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark

خیاط و کوزه

پسر وقتی ناراحتی پدرش را دید با تعجب پرسید:«بابا چیزی شده؟»

بابا آهی کشید و گفت:«بله پسرم، خیاط تو کوزه افتاد!»

پسر که از جواب بابا خنده‌اش گرفته بود گفت:«مگه خیاط سنگه که تو کوزه بیفته!؟»

بابا سری تکان داد و گفت:«منظورم اینه که از دنیا رفته، راستش رو بخوای او برای سرگرمی کوزه‌ای داشت و هر روز به ازای مرده‌هایی که از مقابل دکانش تشییع می‌شدن سنگریزه‌ای در اون می‌انداخت. دیشب مرگ سراغ خودش هم اومد و به قول خودش در کوزه افتاد!»

1

فرمانده و مرد خیاط

فرمانده …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳۱۲۲ مجلهٔ کیهان بچه‌ها (پاییز ۱۴۰۲) منتشر شده است