زندگی در روستا، یعنی با قوقولیقوقوی خروس از خواب بیدار میشوید. در سفره صبحانهتان چیزهایی میبینید که همه از دل طبیعت آمدهاند. خوردنیهایی چون شیر تازه، کره، پنیر و خامه خانگی، نان دیگی یا تنوری داغ و تخممرغی که صبح هنگام از لانه مرغی برداشتهاید.
بچههایی که در روستا زندگی میکنند بدون زنگ ساعت یا موبایل از خواب بیدار میشوند. هر بچهای قبل از راهی شدن به مدرسه وظایفی دارد. یکی در لانه مرغها را باز میکند و به آنها آب و دانه میدهد که معمولاً این وظیفه دخترخانمهای خانه است. آقاپسرها هم به گاو و گوساله خانه سرکشی میکنند. جای خواب گاو (طویله) را تمیز میکنند. گوساله را از مادر جدا و گاو را برای چرا راهی صحرا میکنند. کوچکترین بچه خانه هم، برای سگ نگهبان آب و غذا میبرد.
نمایشگاه «روستاآباد» چندی پیش در مصلای تهران برگزار شد. در این نمایشگاه، بچهها هم حضوری فعال داشتند.
نان روغنی خراسان
مادر، خمیرهای ورز داده شده را در روغنی داغ سرخ میکند. مهدی کوچولو نانهای سرخ شده را با کفگیر از تابه درمیآورد و روی آنها خاک ِقند میپاشد. مهدی در کلاس سوم درس میخواند؛ اما به خاطر برگزاری نمایشگاه به همراه مادر، به تهران آمده است.
مهدی میگوید:«بعضی از کارها مردونه است. یعنی بلندکردن کیسههای آرد و شکر و جابهجا کردن اجاق و کپسول گاز، برای مادرم سنگینه. من به تهران اومدم تا او تنها نباشه. کتابام رو هم با خودم …