مقدمه
اگرچه در اندیشۀ آکویناس قانون ازلی، قانون بهمعنای هنجاری کلمه نیست اما هم نماد منشأ الزامآوری هنجارها در نظام حقوقی-اخلاقی آکویناسی است و هم ترسیمکنندۀ ایدهآلیسم آکویناسی است؛ با این حال، جایگاه و کارکرد اراده از یک سو و ماهیت و کارکرد طبیعت اشیاء از سوی دیگر، میتواند چالشی جدی برای این قانون ازلی باشد و حتی به حذف آن بینجامد. البته تفسیر یکسانی از فلسفۀ ارسطویی وجود ندارد؛ اختلاف در این است که آیا آکویناس به سنت مسیحی و تلقی آن از مفهوم اراده در نسبت با قانون سرمدی وفادار مانده است و یا از آن عدول کرده و جانب صورتبندی سنت ارسطویی را از طبیعت اشیاء در نسبت با مفهوم قانون، در پیش گرفته است؟ پاسخ به این پرسش، در تعیین جایگاه و کارکرد قانون ازلی در نظام سلسلهمراتب هنجار، اهمیت بسزایی دارد. در ابتدا، نظام هنجاری آکویناس را تبیین و سپس دو تفسیر مختلف و البته متعارض از اندیشۀ آکویناسی را مطالعه و سرانجام نتیجهگیری میکنیم.
۱. نظام سلسلهمراتبی هنجار آکویناس
آکویناس در کتاب مدخل الهیات خود، نظامی سلسلهمراتبی از هنجار را مطرح میکند؛ نظامی که در رأس آن، قانون ازلی رخ مینماید و در ذیل آن قانون، قانون طبیعی و قانون موضوعۀ شرعی قرار میگیرند و در پایین این هرم نیز قانون انسانی قرار دارد.
از نظر آکویناس، جهان تحت حاکمیت عقلانیت الهی است و این حاکمیت نیز نمود لطف و فضل الهی است. عقل الهی ماهیتی ازلی دارد و اگر عقل میتواند منشأ قانون باشد، پس میتوان از قانون ازلی سخن گفت. [۱] از جانب سوژه -یعنی انسان- که مینگریم، گمان میکنیم که امکان وجود قانون ازلی نیست؛ حقیقت این است که سوژه، ازلی نیست و اگر ذهن را با عقل خلط کنیم و گمان کنیم که تفاوتی ندارند، از آنجا که ذهن تابعی از …