رسالۀ قانون<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

رسالۀ قانون

فصلی از کتاب زبدۀ الهیات اثر آکویناس دربارۀ تولد قانون انسانی [۱]

نقدنامه علوم انسانی

۲۶ دقیقه مطالعه

sharebookmark

قانون

اکنون ما باید منشأ بیرونی اَعمال را مورد نظر قرار بدهیم. منشأ بیرونیِ تمایل به شرّ [۲]، شیطان [۳] است که در باب وسوسه‌های او در مسئلۀ یکصد و چهاردهم از بخش نخست سخن گفته‌ایم، با این حال منشأ بیرونی حرکت به‌سوی خیر، خداوند است که هم به‌واسطۀ قانون خویش [۴] به ما تعلیم می‌دهد و هم با فیض خود [۵] ما را یاری می‌رساند، از آن رو در وهلۀ نخست باید از قانون و در وهلۀ دوم نیز از فیض، سخن بگوییم.

در باب قانون باید این نکات را در نظر داشته باشیم: ۱. خودِ قانون به‌نحو عام [۶]؛ ۲. بخش‌های آن [۷]. دربارۀ قانون به‌نحو عام سه نکته قابل ملاحظه است: الف. ماهیت آن [۸]؛ ب. انواع مختلف قانون [۹]؛ ج. آثار قانون [۱۰].

ذیل عنوان نخست، چهار نکته‌ جهت واکاوی مطرح است: ۱. آیا قانون امری متعلق به عقل است؟ ۲. دربارۀ غایت قانون ۳. علت آن ۴. اعلان قانون.

مسئلۀ ۹۰: ماهیت قانون [۱۱]

بند نخست: آیا قانون امری متعلق به عقل است؟

اشکال ۱: این‌گونه به نظر می‌رسد که قانون امری متعلق به عقل [۱۲] نمی‌باشد، از آن رو که پولِس قدیس در آیه بیست و سوم از بخش هفتم کتاب رومیان بیان می‌دارد: «من در جوارح خود قانون دیگری می‌بینم»، حال آنکه هیچ چیزی که متعلق به عقل باشد در جوارح وجود ندارد، چرا که عقل اندامی جسمانی را به کار نمی‌گیرد، فلذا قانون امری متعلق به عقل نیست.

اشکال ۲: افزون بر این، در عقل هیچ چیز دیگری جز قوه، عادت و فعل وجود ندارد. حال آنکه قانون، خود قوه‌ای از قوای عقل نیست و به همین نحو، نه عادتِ عقل است که عادات عقل، فضایلِ عقلانی هستند که پیشتر از آن سخن گفتیم [۱۳]، نه فعلِ عقل است، چرا که قانون هنگامی‌که عمل عقل متوقف می‌گردد، بازمی‌ایستد؛ نظیر زمان خواب. فلذا قانون امری متعلق به عقل نیست.

اشکال۳: افزون بر این، …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۶ مجلهٔ نقد‌نامه علوم انسانی (مهر ۱۴۰۳) منتشر شده است.