ساختار زبدۀ الهیات
توماس بین سالهای ۱۲۶۸-۱۲۷۳میلادی مشغول نگارش زبدۀ الهیات ب[۱] ود. زبدۀ الهیات دارای سه بخش است. بخش دوم به سبب طولانیبودن به دو قسمت، یعنی قسمت یکمِ بخش دوم و قسمت دومِ بخش دوم، تقسیم شده است. [۲] هر بخش دارای تعدادی مسئله [۳] است و هر مسئله هم تعدادی مقاله [۴] دارد. ساختار نگارش کل مقالات بدین صورت است: مقدمه یا طرح مسئله [۵]، ایرادات؛ [۶]، ارائۀ موضع از طریق اشاره به یک برهان یا نقلقول معروف [۷]، پاسخ توماس که همگی با عبارت «من پاسخ گویم که...» [۸] آغاز میشود که به بدنۀ اصلی مقاله شهره است [۹] - موضع برهانیِ توماس در این قسمت ارائه میشود- و در نهایت پاسخ به ایرادات [۱۰]. بنابراین، Iª-IIae q. ۹۵ a.۱s.c به ارائۀ موضع در مقالۀ نخست از مسئلۀ نود و پنجم در قسمت یکم از بخش دوم ارجاع میدهد. [۱۱]
بررسی زبدۀ الهیات، قسمت یکم از بخش دوم، مسئلۀ نود و پنجم
مسئلۀ نود و پنجم از قسمت اول از بخش دوم زبدۀ الهیات دارای چهار مقاله است که به قانون انسانی [۱۲] از منظری درونی نظر دارد. توجه توماس آکوئینی به مسئلۀ قانون انسانی تحت تأثیر مباحثی طرح شده که از زمان کشف آثار ارسطو در سدۀ دوازدهم، در محافل دانشگاهی مورد بحث بوده است. الهیدانان همواره با این پرسش مهم روبهرو بودند که آیا اساساً قانون انسانی موجه است؟ اگر پاسخ مثبت باشد، چگونه میتوان سپهر قانون انسانی را ایضاح کرد و چه نسبتی با قانون الهی و قانون طبیعی دارد؟
توماس قدیس، چنان که در زبدۀ الهیات شاهد آن هستیم، میکوشد تا ضرورت و سودمندی قانون انسانی را نشان دهد و سپس حدود و ثغور آن را روشن کند. برای این کار، توماس به چهار جنبه از قانون انسانی اشاره میکند که با چهار مقالۀ این مسئله متناظرند: سودمندی [۱۳] قانون …