من شفاعت‌نامه مجتبی، علی و احمد هستم<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

من شفاعت‌نامه مجتبی، علی و احمد هستم

کیهان بچه‌ها

۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark

نام: علی

نام خانوادگی: سراج

نام پدر: جعفرقلی

تاریخ شهادت: ۱۳۶۵/۱۰/۲۶

محل شهادت: شلمچه

عملیات : کربلای ۵

من شفاعت‌نامه هستم

داستان من از آن‌جا شروع می‌شود که سه دوست صمیمی و مهربان که از عمق جان به یکدیگر علاقه داشتند و می‌خواستند همیشه در کنار هم باشند و هرگز از هم جدا نشوند. این‌‌سه دوست، مجتبی، علی و احمد بودند.

آن‌ها در جبهه‌های جنگ حضور داشتند. دوران دفاع مقدس بود و بسیاری از نوجوانان و جوانان برای دفاع از دین و میهن راهی جبهه‌های جنگ شده بودند. در جبهه‌ها خبری از پدر، مادر، خواهر و برادر نبود. تنها کسانی که در آن‌جا همیشه با هم بوده و با هم ارتباط داشتند، همرزمان و همسنگران بودند. دست بر قضا در یکی از این مناطق عملیاتی مجتبی سعیدی، علی سراج و احمد مختاری همسنگر شدند. هرچند آن‌ها از قبل با هم دوست بوده و از مهدی‌شهر سمنان به جبهه آمده بودند؛ ولی حضور در جبهه‌ها، دل‌های این سه نفر را خیلی به هم نزدیک کرد. تا آن‌جا که می‌خواستند هرگز از هم جدا نشوند. آن‏ها برای رسیدن …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳۱۲۰ مجلهٔ کیهان بچه‌ها (پاییز ۱۴۰۲) منتشر شده است.