خلاصه فصل دوم:
دموربایا پرونده رو قبول میکنه؛ اما چون هنوز مطمئن نبوده که رئیس کارخونه بیگناهه یا نه، برای همین هم یکی از دوستاشو واسه تحقیقات به شمال کشور و جایی که اون کارخونه بوده میفرسته.
و حالا ادامه ماجرا
شخصیتهای داستان
۱. کارآگاه دموربایا
۲. پانیا بهنیا (همسر کارآگاه دموربایا)
۳. پژمان فلاحی (دوست دموربایا)
۴. پونه فلاحی (خواهر پژمان)
۵. کوروش حقیقی (رئیس کارخونه)
۶. کامران ریاحی (کارمند کارخونه)
۷. سارا (دوست پانیا)
۸. سامان ذاکری (دوست دموربایا)
(فصل سوم)
راوی سوم (ناشناس)
اوضاع درست داشت همونطوری پیش میرفت که من میخواستم، ولی اصلاً انتظار نداشتم دموربایا اونقدر پیگیر راست و دروغ پرونده موکلاش باشه، برای همینهم دیگه چارهای نداشتم، پس وقتی فهمیدم که اون داره یکی از دوستاشو برای تحقیق در مورد کارخونه شمال میفرسته، مجبور شدم یه کاری بکنم، مثلاً یه کاری شبیه به تصادف ساختگی که باید خیلی تمیز و بینقص از آب درمیومد؛ چون اگه دموربایا شک …