خلاصهی فصل اول
کارآگاه دموربایا بعد مدتها یکی از دوستان صمیمیاش به نام پژمان را ملاقات میکند و او را برای شام به خانهاش دعوت میکند، بعد از صرف شام و بعد ازصحبتهای مختلفی که بین آنها شکل میگیرد، دوست کارآگاه از او میخواهد یک پروندهای که مربوط به ادعای یک مشاور قدیمی کارخانه عروسکسازی آقای حقیقی که مبنی بر جاسازکردن مواد داخل بدن عروسکهاست را قبول کند...
و حالا ادامه ماجرا
شخصیتهای داستان
۱. کارآگاه دموربایا
۲. پانیا بهنیا (همسر کارآگاه دموربایا)
۳. پژمان فلاحی (دوست دموربایا)
۴. پونه فلاحی (خواهر پژمان)
۵. کوروش حقیقی (رئیس کارخونه)
۶. کامران ریاحی (کارمند کارخونه)
۷. سارا(دوست پانیا)
۸. سامان ذاکری (دوست دموربایا)
(فصل دوم)
راوی اول (دموربایا):
فردای اون شب با پژمان تماس گرفتم و بهش گفتم که پرونده آقای حقیقی رو قبول میکنم، برای همینم قرار شد که پژمان یه قرار ملاقات با آقای حقیقی بذاره تا بتونم در مورد این پرونده باهاش صحبت کنم.