شک ندارم که مردم قدیم از عید نوروز لذت بیشتری میبردهاند چرا که یکی دو هفته مانده به آن خانه تکانی میکردند، لباس نو سفارش میدادند، نان عید میپختند، تخممرغ جمع میکردند تا با پوست پیاز رنگ کنند، تدارک پلوی شب عید را میدیدند، عکس خانوادگی میگرفتند و...
با این وجود نوروز همچنان دوستداشتنی است. چرا که اعضای خانواده و حتی فامیل را بعد از مدتها دور سفرهای که همچنان پهن کردنش هیجانانگیز است جمع میکند، بهانهای میشود برای احوالپرسی از فامیل و بستگان ولو با فرستادن یک پیامک خشک و خالی.
حال که زندهبودن نوروز را با تمام وجود حس میکنیم حیف است پای صحبتش ننشینیم و از سخن شیرین بهره نبریم
(با خنده) مطمئن باشم که دارم با عید نوروز صحبت میکنم!؟
- (با تعجب) بله،چه طور مگر!؟
آخر شنیده بودم که بیش از چهارهزار سال عمر داری اما حالا - به تخته بزنم- میبینم جوان جوان هستی!
- (با خنده) خوب این نتیجه همنشینی با گل و سبزه است.
یعنی اگر ما هم با گل و سبزه سر و کار داشته باشیم همیشه جوان میمانیم؟
- (با خنده) شما آدمها فقط میتوانید دلتان را جوان نگه دارید.
ببخشید یادم رفت که ما آدم هستیم و تو روزی از روزهای خدا!
- (با خنده) خدا ببخشد، حالا که یادت آمد بگو من را بیشتر دوست داری یا عیدی گرفتن در من را؟
تو را بیشتر دوست دارم، البته از عیدی گرفتن هم خوشم میآید!
- آفرین، من از آدمهای راستگو خوشم میآید.
- راست میگویند سفره هفت سین در ابتدا هفت شین بوده است؟