آرزوی سارا کوچولو | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

آرزوی سارا کوچولو

کیهان بچه‌ها

۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود هیچ‌کس نبود.

روزی روزگاری یه دختر بچّه بود به اسم سارا کوچولو که تولّدش بود. بابای سارا، برایش یک روسری قشنگ خریده بود. روسری قرمز بود و پروانه‌های رنگارنگی روی آن دوخته شده بود. سارا کوچولو روسری را خیلی دوست داشت. هر جا می‌رفت، روسری را سَر می‌کرد. موقع خرید رفتن با مامانش، موقع دکتر بازی، موقع مهمانی رفتن... و هر جا که می‌رفت، روسری را هم سَر می‌کرد. بعد از چند روز، روسری‌اش کثیف شد. …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳۱۰۴ مجلهٔ کیهان بچه‌ها (زمستان ۱۴۰۱) منتشر شده است.