قوه و توان حرکت عقل، از اراده است. از آن رو عقل در باب اموری که معطوف به غایت است، فرمان میدهد که انسان آن غایت را اراده کرده است. لکن، برای اینکه ارادۀ آنچه بدان فرمان داده شده، ماهیت قانون داشته باشد، باید با قاعدهای عقلی مطابق باشد و بدین معنا این قول را باید اینگونه فهمید که «ارادۀ حاکم واجد نیروی قانون است»؛ در غیر این صورت ارادۀ حاکم بهجای قانون، طعم بیقانونی خواهد داشت.
مسئلۀ ۹۰، بند نخست، پاسخ به اشکال سوم
مقدمه
رسالۀ قانون زبدۀ الهیات بهنوبۀ خود به دو بخش تقسیم میشود. بخش اول، سؤالات ۹۰-۹۲، که دربارۀ ماهیت و سرشت قانون (۹۰)، مقدمهای کوتاه و اجمالی دربارۀ انواع قانون (۹۱) و آثار و نتایج قانون (۹۲) سخن میگوید و بخش دوم، سؤالات ۹۳-۱۰۸، که هر یک از انواع چهارگانۀ قانون را بهطور عمیق و تفصیلی مورد بررسی قرار میدهد. منظور توماس از خود مبحث قانون بهطور کلی، امور کلانی است که مقدمات بحث از قانون را فراهم میآورد. مراد او از اجزای قانون نیز انواع آن است. بنابراین، انواع مختلف قانون دو بار مورد بحث قرار میگیرند: اول، بهجهت آشنایی ابتدایی و به عبارت دقیقتر پرسش از وجود آنها در مسئلۀ ۹۱، تحت عنوان « قانون بهطور کلی». سپس، بهطور کاملتر و تفصیلی و پرسش از چیستی و مختصات آنها در مسائل ۹۳-۱۰۸، تحت عنوان «انواع آن». آکویناس قانون را یک کل منسجم که دارای یک هویت واحد است، در نظر میگیرد. از این رو تمام ویژگیهای چهارگانۀ قانون را که در مسئلۀ ۹۰ مورد بررسی قرار میدهد، در تمام انواع چهارگانۀ قانون که در مسئلۀ ۹۱ محل گفتوگو میباشند، ظهور و وجودشان را نشان داده به اثبات میرساند. نکتۀ مهمی که از سویی میتواند اندیشۀ آکویناس در باب قانون را با فهم و برداشتها از قانون …