داستان ماهی عید نوروز از آنجا آغاز شد که ماهیهای قرمز، از استخر پرورش ماهی، با کامیون حمل ماهی، راهی بازار شدند. کمی ترسیدند چون پشت کامیون خیلی تاریک بود. ماهیها وقتی از منبع آب کامیون بیرون آمدند و نور را دیدند، باز هم شاد شدند. آنها حالا داخل آکواریوم بودند که خیلی کوچکتر از استخر بود؛ امّا بسیار پُر نور و روشن. ماهیها که در استخر فقط دیوارها را دیده بودند، همگی از این همه تصویر جدید در خیابان گیج شده بودند امّا بیشترین تعجّب آنها به خاطر ماهیهای نقرهای و سیاه آکواریوم کناری بود.
بازار عید برای ماهیها هم شاد بود. وقتی آدمها …