استاد [پطروس لمباردوس [۲] ] در فقرۀ چهل و چهار از این نکته میپرسد که «آیا خداوند میتوانست چیزها را بهتر از آنچه اکنون خلق کرده، بیافریند؟» [۳] اکنون پرسش من این است که آیا خداوند میتوانسته چیزها را به شکلی غیر از آنچه آفریده یا سامان داده تا خلق شوند، بیافریند؟
به نظر بعید میرسد: زیرا خداوند قادر بود چیزها را بی هیچ سامانی خلق کند. تالی این قضیه فاسد است، پس مقدم نیز فاسد است.
در مقابل: فرض خلق چیزها به شکلی دیگر متناقض نیست، عالم هم ضروری نیست، بنابراین قس علی هذا.
[در جواب به پرسش] اینگونه پاسخ میدهم:
در هر فاعلِ عاقل و مریدی که میتواند مطابق با قانونی راستکارانه یا عادلانه عمل کند ولی بهضرورت مجبور به انجام چنین کاری نیست، میتوان میان قدرت مقرر [۴] و قدرت مطلق [۵] آن فاعل تمایز نهاد. دلیل این تمایز به آنجا برمیگردد که این فاعل هم میتواند مطابق با فلان قانون درست و عادلانه عمل کند و بدین ترتیب در مراعات قدرت مقرر خویش پیش برود (زیرا مقرر بودن این قدرت تا زمانی پابرجاست که همچون اصلی برای عمل مطابق با یک قانون راستکارانه یا عادلانه به شمار برود)، و هم میتواند ورا یا ضد آن قانون مذکور عمل کند و در این صورت قدرت مطلقهاش قدرت مقرر او را درمینوردد. بنابراین، نهفقط در خداوند بلکه در هر فاعل آزادی که میتواند مطابق با بایستههای یک قانون عمل کند یا از آن دست بشوید و یا ضد آن عمل کند، میتوان از تمایز قدرت مطلقه و مقرر سخن به میان آورد. با توجه به همۀ …