«اما در اینجا بحث بر خودِ شرور است» [۲]
در پارۀ چهل و شش به این نکته پرداختیم که عدل [۳] و عفو [۴] الهی چگونه شامل حال عاصیان و خاطیان میشود، از همین روی بایسته است که چهار پرسش را مطرح کنیم: نخست، آیا در خداوند عدل وجود دارد؛ دوم، آیا در خداوند عفو و بخشایش وجود دارد؛ سوم، آیا در خداوند عدل از عفو متمایز است؛ چهارم، وقتی خداوند به مجازات خاطیان میپردازد، آیا عدل و عفو با هم از جانب او صادر میشوند؟
[پرسش اول: آیا در خداوند عدل وجود دارد]
در پاسخ به پرسش نخست حجت آوردهاند که هیچ عدلی در خداوند نیست:
در دفتر پنجم، فصل یازدهم، کتاب اخلاقیات [توماس آکوییناس] آمده که «ارباب نسبت به بنده هیچ عادل نیست» [۵] زیرا آن دو با هم برابری [۶] ندارند. این نکته به طریق اولی دربارۀ نسبت خداوند و مخلوقات یا رابطۀ مخلوق و خدا صدق میکند، زیرا پولس نیز در نامۀ نخست قرنتیها باب چهارم فقرۀ هفتم آورده که «چه داری که نمیپذیریاش از من»، [۷] با شدت و حدت بیشتری دربارۀ خداوند صدق میکند.
[برهان دوم] از این گذشته، در دفتر دهم کتاب اخلاقیات [فصل ۸] آمده که منتسبکردن جواهر جداگانه [یا خدایان] به اعمال فضیلتمندانه، بهویژه عدالت، ناروا و قبیح است. [۸] علاوه بر این، او این استفاده از استدلال قیاسی دربارۀ دلیل بیمعنا بودن سخنگفتن دربارۀ اعتدال آنها و همچنین دربارۀ عدالت آنها را تایید میکند.
[استدلال سوم]، فزون بر اینها، عدل فرد را وا میدارد تا حق دیگران را به جا آورد؛ اما خداوند مرهون و بدهکار [۹] هیچ احدی نیست.
در مقابل این اذعان باید به فرازی از مزامیر [۴۸:۱۰] اشاره کرد: «دست راست تو لبریز از عدل است». [۱۰]
[۱. در پاسخ به پرسش نخست: الف. دیدگاه نخست دربارۀ تعریف عدل خداوند و اقسام آن]
کار را باید …