[بی نام]. ابوالقاسم یزدی. شیراز: چاپخانۀ محمدی، ذیقعده ۱۳۲۰ ق [بهار ۱۲۸۲ ش]. ۴۸ ص. چاپ سنگی، مصور، ۱۷ در ۱۰ سانتیمتر.

خطر گرایش به افیون از نیمۀ دوم پادشاهی قاجاریان جدی شد و کسانی بهجد آسیبها و مشکلات ناشی از آن را احساس کردند. در آثار مکتوب دوران ناصری تریاک یکی از کالاهای صادراتی از ایران ثبت شده است. یکی از چهرههای بزرگ و نامدار شیراز از جمله بازرگانانی بود که به چین و چند کشور دیگر تریاک صادر میکرد. تریاق، تریاک یا افیون از داروهای شفابخش در پزشکی قدیمی و سنتی چین و خاورمیانه است که تا امروز مشتقات آن مصرف مخدر و آرامبخش دارد. از جمله برای درمان مارگزیدگی و زهرها، تریاک تجویز میشده است. سعدی در شعر: «چنان قحط سالی شد اندر دمشق...»، وقتی به دوستی که «به مکنت قوی حال بود» اعتراض میکند: «بدو گفتم آخر تو را باک نیست/ کُشد زهر جایی که تریاک نیست»؛ یعنی قحطی برای تو که امکان خوبی داری غمی ندارد. وقتی تریاک در دسترس باشد، از زهر نباید ترسید.
در مقالۀ «نخستین کوشش برای ادبیات کودکان» (جهان کتاب، ش ۴۱۰) عرض کردم که ده جزوهمانند در یک مجلد به دست دارم که یکی «انیسالادبا» است. دیگری جزوهای است به نظم و نثر و به طنز دربارۀ عادتها و حالتهای معتادان به تریاک. نام این جزوۀ کوچک و بینام را «وافورنامه» گذاشتهام و گویا به سبک «کلثوم ننۀ» آقا جمال خوانساری نوشته شده است. اطلاعات زیادی از این کتابچه و نویسندهاش ندارم. جز آنکه کار ابوالقاسم یزدی، روحانی مقیم شیراز است که خطر گسترش اعتیاد را در شیراز و در کل کشور احساس میکرد و کوشش کرده است کُنشها و رفتار زشت وافوریان را فاش کند.
سرآغاز …